مرتضى مطهري

78

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

نفوذ فلسفه هاى مبنى بر بدبينى به جهان ( 1 ) و گردش روزگار كه در اثر مسلمان شدن ملل مختلف و اختلاط آنها با يكديگر و سرايت افكار و معتقدات آنها در محيط اسلامى پيدا شد و افكار فلاسفه بدبين ( يونانى يا هندى يا ايرانى ) پخش شد . ديگرى حوادث ناگوار و تلخى كه بر جامعه اسلامى در طول تاريخ چهارده قرنى خود گذشت ( 2 ) و زمينه را براى افكار بدبينانه رايج ساخت . در نتيجه در ادبيات اسلامى عربى يا فارسى از اين افكار بدبينانه به جهان - كه با فلسفه هاى بدبينانه قبل از اسلام منطبق است نه با اسلام وجود دارد ، مثل اشعار خيام . رجوع شود به ورقه هاى جهان و خوشبينى و بدبينى . حالا ببينيم از منطق خود قرآن چه فهميده مىشود . اولًا ببينيم آيا از خود قرآن مىتوانيم اين نوع بدبينى را به خود روزگار و چرخ و گردش فلك و اينكه گردش چرخ بيهوده است ، بر باطل است ، بر زور و جبر و ستم است استفاده كرد ؟ البته نه ، بلكه درست بر خلاف اين است . قرآن كريم در كمال صراحت در سوره انبيا ، آيه 16 - 18 مىگويد : و ما خلقنا السماء و الارض و ما بينهما لاعبين . لو اردنا ان نتخذ لهواً لاتخذناه من لدنا ان كنا فاعلين . بل نقذف بالحق على الباطل فيدمغه فاذا هو زاهق و لكم الويل مما تصفون . الذى احسن كل شىء خلقه . . . ربنا الذى اعطى كل شىء خلقه ثم هدى . ماترى فى خلق الرحمن من تفاوت .

--> ( 1 ) . رجوع شود به افكار فلاسفه بدبين قبل از اسلام و در اسلام . ( 2 ) . از قبيل خود حادثه كربلا كه گفته شد : لايأمن الدهر ان الدهر ذوغير . . . هرچند در ابتدا افكار عليه دستگاههاى حكومت متوجه مىشد ولى بعدها متوجه دستگاه خلقت شد . همچنين است قصيده معروف خاقانى در فتنه غز : آن مصر مملكت كه تو . . . و از آن رساتر به مقصود ما قصيده ديگر وى است به اين مطلع : تا درد و محنت است در اين تنگناى خاك . . . رجوع [ شود به ] تاريخ نيشابور .